
زنی ایرانی هستم . با نام ایرانی گیتی . ادعای شاعری ندارم از هیچ قالب شعری پیروی نمیکنمنوشته هایم را به دلخواه و برای دلم مینویسمنه قافیه و نه ردیف و نه......... هیچکدام مورد نظرم نیست بخوانید...
ادامه مطلب
زنی ایرانی هستم . با نام ایرانی گیتی . ادعای شاعری ندارم از هیچ قالب شعری پیروی نمیکنمنوشته هایم را به دلخواه و برای دلم مینویسمنه قافیه و نه ردیف و نه......... هیچکدام مورد نظرم نیست بخوانید...
ادامه مطلب
زنی ایرانی هستم . با نام ایرانی گیتی . ادعای شاعری ندارم از هیچ قالب شعری پیروی نمیکنمنوشته هایم را به دلخواه و برای دلم مینویسمنه قافیه و نه ردیف و نه......... هیچکدام مورد نظرم نیستLet's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب
xa0...
ادامه مطلب
xa0خاطرات بد ز آذر میگدازد سینه امxa0xa0چهارم - و اول بشد آتش بزد بر هیمه امxa0چهارم - آذر قلم بد جور بختم را نوشتxa0اول آذر سیه گردید آن آئینه امxa0#گیتی_رسائی...
ادامه مطلب
زنی ایرانی هستم . با نام ایرانی گیتی . ادعای شاعری ندارم از هیچ قالب شعری پیروی نمیکنمنوشته هایم را به دلخواه و برای دلم مینویسمنه قافیه و نه ردیف و نه......... هیچکدام مورد نظرم نیست...
ادامه مطلب
زنی ایرانی هستم . با نام ایرانی گیتی . ادعای شاعری ندارم از هیچ قالب شعری پیروی نمیکنمنوشته هایم را به دلخواه و برای دلم مینویسمنه قافیه و نه ردیف و نه......... هیچکدام مورد نظرم نیست...
ادامه مطلب
حرامت کرده ام ، جان و حوانی به امیدی که هستی جاودانی میان خنده می گریم چه حالیست؟ که در چشمم تو روز و شب عیانی #گیتی_رسائی برچسبها: چه حالیست , خنده , گریه , حرام , رسائی ...
ادامه مطلب
xa0 هزار رتک ذرلئ تقش خوش قبا دارد xa0 بما که میرسد انگار صد ادا دارد xa0 چه کرده ایم که بایدچنین جزا بینیم؟ xa0 شکسته شد چو دلی باز هم خدا دارد xa0 #گیتی_رسائی...
ادامه مطلب
xa0 گفتی که برو، گمشده در خویشتنم xa0 بعدxa0 آن روز نماندست توانی به تنم xa0 نیست پنهان زخدا.ازتوچه پنهان که مرا xa0 شده کارم همه شب . آه خدایا چه کنم ؟ xa0 #گیتی_رسائی xa0...
ادامه مطلب
سحر و نیمه شب و صبح چه فرقی دارد ؟ xa0 به زمانی که ز خورشید ندارم خبری xa0 #گیتی_رسائی xa0...
ادامه مطلب
xa0 ای وای اگر روی بتابی، چه کنم من؟ xa0 یا سوی رقیبم بشتابی،چه کنم من؟ xa0 گر با دلم آهنگ دلت خوش ننوازد xa0 دریا بشود نقش سرابی،چه کنم من؟ xa0 نسیان اگر آید بشود ساقی مجلس xa0 من را نبود هیچ جوابی،چه کنم من؟ xa0 من آبروی خویش نهادم سر این کار xa0 امید شود همچو حبابی، چه کنم من؟ xa0 از وحشت آن روز زچشمم برود خواب xa0 چشمم بکشد حسرت خوابی،چه کنم من؟ xa0 میسوزم ازین درد که آلوده ی آنم xa0 ما غوره و تو کهنه شرابی ،چه کنم من؟ xa0 آنقدر نوشتی تو "رسا" درد دل خویش xa0 این درد دگر گشتهxa0 کتابی ،چه ...
ادامه مطلب