شد فراموشی محال
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:12
xa0
دردی که دوا نداشت
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:12
xa0
تاوان درد
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:12
xa0
با یاد دلخوشیم
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:12
xa0
فرصتی نیست
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:12
xa0
سیه ابرم
-
تاریخ: 1398/1/31 ساعت: 13:02
xa0مکن منعم که آرامش ندارمxa0سیه ابرم - ، ولی بارش ندارمxa0به خال خویشتن باید بنالمxa0خودم هم با خودم سازش ندارمxa0#گیتی_رسائی
گم کرده کفن
-
تاریخ: 1398/1/31 ساعت: 13:02
xa0مسوزان دل ، برای همچو من راxa0که من گم کرده - ام حتی کفن راxa0اجل آمد سراغم، گشت نالانxa0فرو پاشید از غم خویشتن راxa0#گیتی_رسائی
سیل خون
-
تاریخ: 1398/1/31 ساعت: 13:02
xa0با خیالت روز شب شد، شام روزxa0کي ؟چه کس؟ دیده مرا بی ساز و سوزxa0لحظه لحظه دیده ام در سیل خونxa0همچو شمعی گشته روز و شب فروزxa0#گیتی_رسائی
همبازی آتش
-
تاریخ: 1398/1/31 ساعت: 13:02
درمیان انجمن تک مهره ی بازی منمxa0چون تو هستی سوژه ی این مردم آزاری منمxa0چون تو می خندی ز خاطر میبرم اغیار راxa0آتش اَر باشد ندارم باک . همبازی - کنمxa0xa0#گیتی_رسائی
جانفشان
-
تاریخ: 1398/1/31 ساعت: 13:02
xa0یارب عنایتی که دلم خون فشان شدهxa0برگو چه کرده ام که چنین بی نشان شدهxa0فرگوشه ای که هست بساطی ز شورعشقxa0ناخوانده دل به ناکس و کس جانفشان - شدهxa0xa0#گیتی_رسائی
اول آذر
-
تاریخ: 1398/1/31 ساعت: 13:02
xa0بدترین روزم همین امروز بودxa0اول آذر عذاب و زور بودxa0گرچه میدانستم اما. چاره چیست؟xa0آش بختم ، آش، اما شور بودxa0xa0#گیتی_رسائی
چهارم آذر
-
تاریخ: 1398/1/31 ساعت: 13:02
xa0خاطرات بد ز آذر میگدازد سینه امxa0xa0چهارم - و اول بشد آتش بزد بر هیمه امxa0چهارم - آذر قلم بد جور بختم را نوشتxa0اول آذر سیه گردید آن آئینه امxa0#گیتی_رسائی
آتش بازی
-
تاریخ: 1398/1/31 ساعت: 13:02
xa0راست میگویند آذر ماه آتش باری استxa0xa0روح شیطان ماه آذر کارش آتش بازی - استxa0هرچه آتش داشت شیطان برسرم یکباره ریختxa0تا امروز این عنایت مثل باران جاری استxa0xa0#گیتی_رسائی
معلم درد
-
تاریخ: 1398/1/31 ساعت: 13:02
xa0چاره ای جز ساختن از دهرxa0xa0من ناموختمxa0این معلم - بر منxa0ِ بیچارهxa0درد آموز بودxa0xa0#گیتی_رسائیxa0xa0
چون عدو
-
تاریخ: 1398/1/31 ساعت: 13:02
xa0حال ما را زندگی هر روز بدتر میکندxa0رنگ زرد روی ما را مثل اخگر میکندxa0این چنین از خویشتن رد مظالم میکندxa0چون عدو، اما . تظاهر همچو دلبر میکندxa0#گیتی_رسائی
نهان مکن
-
تاریخ: 1397/12/15 ساعت: 7:15
از من نهان مکنxa0که دلت نیست بادلمبیهوده آب راxa0به رخ تشنگان مکشxa0#گیتی_رسائیxa0
ما را ببین
-
تاریخ: 1397/12/15 ساعت: 7:15
xa0xa0xa0در این دیار که نیستxa0xa0کسی را به کس امیدxa0ما را ببینxa0xa0امید به امید تو بسته ایمxa0xa0#گیتی_رسائی
گشت زمانه
-
تاریخ: 1397/12/15 ساعت: 7:15
چنان داغم من از گشت زمانهxa0جهنم زمهریر است از برایمxa0xa0#گیتی_رسائی
غم میخرم
-
تاریخ: 1397/12/15 ساعت: 7:15
xa0xa0هرکه زد فریاد، گوشِ من ز فرسخها شنیدxa0دیده ام هرگز کسی را بی غم و شادان ندیدxa0گاه می پرسم که شاید من به دنبال غممxa0پرشده بازار از کالا. دل من غم خرید#گیتی_رسائیxa0
حاصل من
-
تاریخ: 1397/12/15 ساعت: 7:15
ما را به حسرت و xa0دل مارا به کنج غمxa0اینست حاصل من وxa0یک عمر زندگیxa0#گیتی_رسائی