
...
ادامه مطلب
شکستی دلم را و، بندش زدم چو رویم بشد زرد ، رنگش زدم بشددل چو مرغ و به پایت پرید به رسم ادب تکه سنگش زدم #گیتی رسائی...
ادامه مطلب
ناله ها فریاد گشت و دادها بیداد شد هرکه میگفت صید هستم ،عاقبت صیاد شد می نوشتم بر رخ مهتاب، سوز عاشقی شبه به تاریکی نشست و ، سوزها بر باد شد هرچه کردم شادمانی در تمام زندگی با نگاهی چون حبابی روی آب آزاد شد نیست دیگر در دلم جائی برای دردها شرحه شرحه سینه ام خونین تر از فرهادشد تا به کی هرگ...
ادامه مطلب
چرا باید تو باشی شام و روزم؟ چرا روز و شب از فکرت بسوزم؟ چرا باید به تو دلبسته باشم ؟ چنین پر بسته و دلخسته باشم؟ چرا آتش گرفتن گشته کارم؟ چرا چون ترا من دوست دارم؟ چرا دل را به دست باد دادم؟ به خود صبرو صبوری یاد دادم؟ چرا از یاد ردم جور و بیداد؟ فروخوردم غمت را جای فریاد؟ چرا باید"رسا"...
ادامه مطلب
دل نیست که پر میکشد زین سوی به آن سوی این مرغ اسیریست که پابند قفس نیست #گیتی_رسائی...
ادامه مطلب
شعر میخواهم بگویم ناتوانم ناتوان شاعری بی مایه هستم بی نشانم بی نشان شعر میخواهم بگویم تاکه مقتونت کنم با کلامی عاشقانه خام و مفتونت کنم شعر میخواهم بگویم از درونی آتشین با دلی آتش گرفته از برایت نازنین شعر میخواهم بگویم بشنوی گریان شوی دل بسوزانی برایم همچو آتشدان شوی شعر میخواهم بگویم از شب و از روز خویش تا بدانی سینه ای دارم هزاران خورده نیش شعر میخواهم بگویم عشق را عنوان کنم بردن این بار را بردوش خودآسان کنم شعر میخواهم بگویم آگه از حالم شوی گه گهی از این و آن جویای احوالم شوی شعر می خوا...
ادامه مطلب